برخی عبارات عامیانه که گاه به طنز و مطایبه و گاهی نیز به عنوان مثل در محافل خانوادگی و دوستانه ما رد و بدل میشوند، با اندک تاملی رگه هایی از مهمترین مسائل و نکات را در بر دارند و اگرچه به شوخی بیان میشوند، حاکی از جدی ترین مباحث اند. بارها شنیده ایم که " جوان هم جوانهای قدیم " ، "مرد هم مردهای قدیم" و عباراتی از این دست که امروزه می توان بسیاری از واژه ها را در چنین عبارتی جایگزین کرد به فرمول زیر: "... هم ...های قدیم"!
مطلب فوق برخلاف ظاهرش اصلا جنبه شوخی ندارد و کاملا جدی است. این جملات مدخلی است به وضعیت تاسف برانگیز فعلی مان در حوزه های مختلف علمی و فرهنگی.
کاش چنین مثلی وسعت نمی یافت و مصداقی در زمینه های علمی – فرهنگی پیدا نمیکرد. ای کاش امروز حتی به شوخی هم نمیتوانستیم بگوییم: " دانشجو هم دانشجوهای قدیم" و " استاد هم استادهای قدیم".
غرض از ذکر این مطالب، سیاه نمایی و انکار توانایی های ویژه برخی نوجوانان دانش آموز یا جوانان دانشجوی نخبه امروز نیست اما بیایید با تاملی واقع گرایانه نگاهی به نتایج مدرک گرایی و توسعه کمی دانشگاه ها داشته باشیم و آنگاه قضاوت کنیم.
چرا بسیاری از رشته های پررونق گذشته، امروز در حال از بین رفتن و فراموشی اند؟ چرا نخبگان و گنجینه های علمی در بسیاری رشته ها همان استادان پیر و پیشکسوت و به قول امروزی تر چهره های ماندگار بالای 60 سال اند؟ چرا این روزها دور و برمان پر از مدرک گرفته هایی است که حتی در زمینه رشته تحصیلی شان فی الجمله بجز معلوماتی کلی و سطحی چیزی در چنته خود ندارند و خجالت میکشند از اینکه به اندازه ای که مدرک کاغذی شان مینمایاند، نیستند؟ فارغ التحصیلانی که به گواه مدرک، دکترند ولی سطح معلوماتشان از لیسانس گرفته یکی دو دهه قبل در همان رشته فراتر نمی رود. استادان و مدیرانی که ما آنها را دکتر مینامیم ولی اغلبشان برای مستور ماندن ضعف علمی و سواد خود، پشت درهای بسته پنهان میشوند و از حضور در مباحث علمی به بهانه های مختلف طفره میروند.شاید علت این وضعیت را باید در عوامل متعددی همچون وضعیت نامناسب آموزشی دانشگاه ها و دغدغه های متعدد فرهنگی و اقتصادی دانشجویان جست و جو کرد، لیکن با شرایط فعلی که روز به روز به تعداد دانشگاهها و دانشجویان افزوده میشود و ما فقط شاهد ارتقاء کمی در آموزش عالی مان هستیم، پایان راهمان به کجا خواهد انجامید؟ آیا باید به افزایش آمار و تعداد تحصیلکرده ها و دکتر و مهندس های مدرکی مان بسنده کنیم درحالی که افتخارات علمی مان انگشت شمار باشند و به شیوه رایج در میان دانشجویان، به استادانمان " دکتر " بگوییم ولی حیفمان بیاید که آنها را استاد خطاب کنیم زیرا شان استادی را هر دکتری ندارد و چه بسیار استادانی از نسل قدیم تر که واقعا استادند هرچند که مدرکی آنها را تایید نکرده باشد....؟؟؟
