چهارشنبه 22 آبان1387
" بن بست " (شعرواره)
از هر طرف که می نگرم راه بسته است
راه مجاب کردن آن ماه بسته است
گویا جسارتی به حریمش نموده ام
کز خشم اینچنین در درگاه بسته است
از فتنه حکومتیان شکوه چون کنم
وقتی که درب محکمه شاه بسته است؟
زنگی زدم که ناز کشم، دلبری کند
ناگاه گفت گوشی همراه بسته است!
گفتم که ناله میکنم و آه میکشم
افسوس بغض سینه ره آه بسته است
ای کاروان عشق تعلل مجاز نیست
یوسف به قعر چاه و در چاه بسته است
خورشید چون شدی همه زجر است و سوز و ساز
راه فرار از غم جانکاه بسته است
نوشته شده توسط محمدرضا سالاریان در ساعت | لینک
|
